فرهنگ سیاسی...
در مطلب گذشته تحت عنوان فرهنگ سیاسی و پروژه های عمرانی به این مسئله پرداخته شد که یکی از دلایل تاخیر در اجرای پروژه های عمرانی در شهر فرهنگ سیاسی مجموعه ای از مدیران ما می باشد، ابهام در فهم اصطلاح فرهنگ سیاسی باعث شد عده ای از دوستان بر این مطلب خرده بگیرند و الخ...
اما به راستی فرهنگ سیاسی چیست؟ قصد پرداختن به این مسئله به صورت علمی و آکادمیک را ندارم اما با نگاهی به تعاریف ساده از واژگانی چون فرهنگ و فرهنگ سیاسی و ذکر چند مثال می توان به تنویر این اصطلاح پرداخت.
به مجموعه رفتارهای اکتسابی و ویژگیهای اعتقادی یک جامعه معین فرهنگ گفته می شود، همچنین به جنبه های خاصی از فرهنگ عمومی جامعه که با زندگی سیاسی سروکار دارد فرهنگ سیاسی اطلاق می شود و یا به عبارتی ساده تر به مجموعه رفتارهای اکتسابی و ویژگی های اعتقادی یک جامعه در امور سیاسی فرهنگ سیاسی گفته می شود، برای فهم واژه سیاست نیز همین بس که بدانیم هر امری که با قدرت در ارتباط باشد سیاسی نامیده می شود!
فرهنگ سیاسی یعنی اینکه فرد برنده و بازنده در هر انتخاباتی به نتیجه انتخابات تن در دهند، فرهنگ سیاسی یعنی اینکه فرد بازنده ، طرف پیروز را فریبکار و طرف بازنده به قول مقام معظم رهبری در جمع مردم شیروان طرف بازنده را شیطان معرفی نکند. فرهنگ سیاسی یعنی اینکه به چرخش قدرت اعتقاد داشته باشیم و فکر نکنیم قدرت میراث تاریخی ماست و همیشه ایام ما باید بر اریکه قدرت باشیم، فرهنگ سیاسی از بالاترین سطوح تا پائین ترین سطوح را دربرمیگیرد؛ فرهنگ سیاسی یعنی اینکه اگر ما دارای پست و مقامی هستیم و پلیس خودروی ما را با سرعت 140 متوقف کرد، از پست و مقاممان سوء استفاده نکنیم، فرهنگ سیاسی یعنی اینکه اگر امروز به ما پست ریاست اداره را دادند در فکر تسویه حساب شخصی و گرفتن حال این و آن نباشیم. فرهنگ سیاسی بدین معنیست که اگر در انتخابات پیروز شدیم فخرفروشی نکنیم و اگر شکست خوردیم برای برزمین زدن طرف مقابل توطئه چینی نکنیم!
فرهنگ سیاسی یعنی استفاده مشروع از ابزار قدرت و به عبارتی رعایت قواعد بازی در عالم سیاست؛ فرهنگ سیاسی یعنی اینکه اگر در بازی سیاست شکست خوردیم به دنبال پیداکردن نقطه ضعفی در زندگی شخصی طرف مقابل نباشیم! فرهنگ سیاسی یعنی اینکه به این نکته رسیده باشیم که اگر قرار بود قدرت همیشه دست یک نفر باشد، هیچ وقت به ما نمی رسید؛ فرهنگ سیاسی یعنی اینکه خود را عاری از خطا و اشتباه ندانیم و با شنیدن هر نقدی برآشفته نشویم! فرهنگ سیاسی یعنی اینکه اگر ما مسئولیتی را می پذیریم بدین معنی نیست که همگان باید به تعریف و تمجید از ما بپردازند و هیچ کس حق زیرسوال بردن خدماتمان را ندارد! فرهنگ سیاسی یعنی اینکه اگر ما مدیر یک اداره هستیم از قدرتمان برای گرفتن یک بلیط مجانی استخر استفاده نکنیم! فرهنگ سیاسی یعنی اگر من مدیر هستم و فردی از من انتقاد می کند به جای تلاش برای اقناع طرف مقابل از راه مشروع، درپی آزار و اذیت یا بیکارکردن طرف مقابل نباشم!
فرهنگ سیاسی یعنی اگر در برهه ای از زمان با اقبال عمومی مواجه شدم، به این نکته قائل باشم که مردم به دلایل مختلف اعم از مصلحت عمومی و علاقمندی به منطقه به من رای داده اند و عاشق چشم و ابروی من نیستند؛ فرهنگ عمومی یعنی اینکه اگر در انتخابات رای نیاورم مردم را نادان خطاب نکنم و فرهنگ سیاسی یعنی مجموعه رفتارهای اکتسابی صحیح در نحوه استفاده از قدرت...
با تعاریف و ذکر نمونه های فوق فکر می کنید فرهنگ سیاسی ما در چه سطحی است؟
