روز از نو

این روزها تغییرات پی درپی و مداوم در سطوح مختلف مدیریتی در بخشهای مختلف به موضوعی کلیشه ای و روزمره تبدیل شده و با انجام هر معارفه ای، به جای انتظار برای به ثمرنشستن برنامه ها، منتظر برگزاری مراسم تودیع مدیران و مسئولین هستیم.

این پدیده ناگوار در شهرستان نطنز و شهر بادرود نمود بیشتری دارد و بویژه در طی دهه اخیر این امر به وفور در ادارات و دستگاههای مختلف دولتی یافت می شود. از تغییرات مداوم در برخی ادارات همچون اداره آموزش و پرورش که بگذریم، رفت و آمد فرمانداران متعدد در طی سالهای اخیر در فرمانداری نطنز نمی تواند نکته امیدبخشی باشد. تغییر مکرر نماینده دولت در شهرستان و استفاده از استراتژی آزمون و خطا یا هر استراتژی دیگری در طی این سالها باعث هدررفت سرمایه های ملی و البته انباشته شدن مشکلات و معظلات اداری شهرستان شده است تا بدانجا که در مقطعی شاهد مدیریت افراد و روسای زیادی به صورت سرپرست اداره در شهرستان بودیم که دود این رویداد نامبارک به چشم مردم و شهروندان نطنزی و بادرودی رفته و خواهد رفت.

سپردن سکان فرمانداری نطنز به یک نیروی غیربومی و به مرور زمان تغییرات گسترده در سطح ادارات و دوباره انتصاب فرماندار جدید و روز از نو و روزی از نو!!!  در شرایطی اتفاق می افتد که مجموعه شهرستان نطنز و بخش بادرود سرشار از نیروهای انسانی زبده و مجرب بوده که هرکدامشان به تنهایی توانایی اداره یک استان را نیز دارند چه رسد به شهرستانی که در آن بزرگ شده اند و با گوشت و پوست و استخوان معظلات و دردهایش را درک کرده اند و به نقاظ ضعف و مثبت ان واقف هستند.

آیا وقت آن نرسیده است که سیاسیون بادرودی و نطنزی به درجه ای از فهم و درک برسند که مثلاً انتصاب یک فرماندار نطنزی در کنار معاون بادرودی یا بالعکس و چرخشی بسیار مفیدتر از آن است که بخواهیم سکوی پرتابی برای نیروهای تازوارد غیربومی باشیم، به راستی برای یک نیروی غیربومی چقدر اهمیت دارد که روزانه وقت و هزینه زیادی از مردم این شهرستان در ادارات مختلف به هدر می رود و حتی برخی از خدمات معمول اداری هم در شهرستان انجام نمی گیرد! البته ما مخالف حضور نیروهای توانمند بومی در فرمانداری شهرستان نیستیم اما تجربه نشان داده است که ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان!!!

موضوع انشاء:هرچه درباره امنیت می دانید بنویسید

(لطفاً با لحن کودکانه بخوانید...)

امنیت چیز خیلی خوبی هست، من امنیت را خیلی دوست دارم، در شهری که من زندگی میکنم امنیت خیلی زیاد هست و به قول پدرم همیشه احساس امنیت می کنیم، در شهر من آدمهای زحمتکشی هستند که شبها هم کار می کنند و در صحراها و مزارع مشغول کسب روزی هستند، مثلاً همین چند روز پیش چند نفر از این زحمتکشان آنقدر خیالشان برای امنیت راحت بود که شبانه گوسفندهای مردم را از قلعه هایشان بیرون می کردند و می بردند و هیچ کس هم کاری با آنها نداشت، امنیت شهر ما برای گرگها هم خیلی خوب هست، گرگها آنقدر امنیت دارند که آزادانه در شهر ما دور می زنند و هر جا غذای لذیذی گیرشان آمد برای خودشان پارتی شبانه می گیرند و خبری هم از گشت ارشاد و اینجور چیزها نیست، برادر دوستم که در کاشان کار می کند می گوید من خیلی احساس امنیت می کنم مخصوصاً وقتی با ماشین پرایدم از جاده بادرود کاشان به بادرود می آیم از امنیت می خواهم پرواز کنم ، البته برادرم می گوید خیلی ها هم در این جاده پرواز کرده اند که من نمی دانم منظور برادرم از این حرف چه بوده است!

من خیلی خوشحالم که در شهر من امنیت برای گرگها و دزدها بالاست و آنها بدون هیچ ترسی فعالیت های خود را انجام می دهند و خوشبختانه کسی با آنها کار ندارد، پدرم می گوید از بس امنیت برای دزدها بالا رفته آنها دیگر ترجیح میدهند که به جای دزدیدن گوسفند فسقلی، چند تا گاو و گوساله تپل را تک بزنند تا سود بیشتری گیرشان بیاید و زندگی بهتری داشته باشند.

خوشبختانه در شهر من ادمهایی که امنیت ما را حفظ می کنند آدمهای خوبی هستند و اصلاً یک دقیقه هم حاضر نیستند در جایی که آهنگ شاد پخش می شود بنشینند می خواهد آنجا یک محیط ورزشی باشد یا اصلاً جای دیگری باشد.  آنها وظیفه خودشان را انجام می دهند و سالن را ترک می کنند و از بس از دست اینجور چیزها عصبانی هستند یادشان می رود که کارهای مهمتری هم دارند و باید انها را انجام دهند.

من خیلی خوشحالم که در شهر من امنیت اینقدر بالاست چون می بینم کشاورزان انقدر خیالشان از امنیت راحت هست که شبها بغل گوسفندهایشان می خوابند و کلی با انها حال می کنند و من می دانم اگر امنیت نبود انها جرات نمی کردند شبها بیرون از خانه شان بخوابند.

در پایان نتیجه می گیرم امنیت چیز خوبی هست و باید برای همه امنیت وجود داشته باشد تا بتوانند به کارهایشان برسند.

دهی آباد...

شعری زیبا از یک ده آبادی درباره روستای ده آباد

مهران خالقی ده آبادی

"روستای من"

روستای من

دِهِ   آبادی است

که در کوچه های خاکی اش

بچه ها

کفش های تنبلی را سوراخ می کنند

و شب های پاییز

پای کرسی خیال

حسنک را خواب می بینند

روستای من

جای پیر مردهایی است

که پای جوی

ساقه های گندم را

 سوت می زنند

و زن ها

پای دار قالی

رنگ ها را

 یک به یک

قصاص می کنند

روستای من

دِهِ   آبادی است

که خسرو

کولی روستا

بهار را

در گوش درختان

 دَف میزند

و تقی

پیر مرد پارچه فروش

پای سایه چنار

عروس ها را

پارچه های سفید

میهمان می کند

روستای من

جای توت هایی است

که بی ابر و باد

یکجا

روی سرت باران می شوند

و انارهایی که

 دلشان

 از مرگ باغبان

ترک می خورد

دِهِ من

جای ماهیان قنات است

ماهیانی که

سالهاست

به دریا نرسیدنشان را

سیاه پوشیده اند

روستای من

همین نزدیکی است

من

در این باغها جوانه زده ام

 

امان از وقتی که نه گرگها از رو می روند نه ....

چندصباحیست که جولان گرگها در بادرود حرف و حدیثهایی را در پی داشته و دیدگاههای متفاوتی درباره مسببین و مقصرین این حادثه مطرح شده است، در بین دیدگاههای مختلفی که وجود دارد عده ای بی رحمانه بر این و آن می تازند و در سطحی نگرانه ترین برخورد، انجمن حافظان محیط زیست مورد انتقاد قرار می گیرد!

دوستان عزیز، مگر انجمن حافظان محیط زیست متولی حفط امنیت و آرامش در منطقه است؟ چه امکانات و تسهیلاتی در اختیار انجمن حافظان محیط زیست بادرود قرار گرفته که حال انتقادها به این انجمن نشانه می رود؟ آیا بهتر نبود مسئولینی که بابت پخش یک اهنگ شاد یک برنامه ای را ترک می کنند، بابت خسارات عدیده ای که متوجه کشاورزان منطقه شده است واکنشی از خود نشان می دادند و برای یک بار هم که شده خرق عادت می کردند و به نشانه استیصال در انجام ماموریت از سمت خود استعفاء می دادند؟

قصد حمایت مطلق از انجمن حافظان محیط زیست را نداریم اما می دانیم رسالت این عزیزان صرفاً انجام برنامه های تبلیغاتی و ظاهری برای حفاظت و صیانت از نعمتهای خدادادی و محیط زیست برای استفاده بهتر نسلهای اینده است، مطمئناً اگر این عزیزان مخالف کشتن گرگها هستند، موافق دریده شدن گوسفندان هم نیستند و در این بین مطمئناً راهی وجود دارد که هم از دریده شدن گوسفندان جلوگیری کنیم و هم به انقراض نسل گرگها کمک نکرده باشیم، در قرن بیست و یک پیداکردن راهی که هم از شر گرگها خلاص شویم و هم شاهد اسایش خیال کشاورزان نجیب باشیم سخت نیست! به راستی آیا استفاده از گلوله های بیهوش کننده  برای به دام انداختن گرگها و تحویل آنها به مناطق حفاظت شده نمی تواند گزینه مناسبی برای رهایی از این بحران باشد؟

به نظر می رسد خروج از بحران عزم جدی نیروی انتظامی و البته نیروهای زحمتکش سپاه و بسیج در منطقه را می طلبد، چرا که شاید فردا روزی یک انسان قربانی این گرگهای درنده باشد. مطمئناً حفاظت از جان و مال کشاورزان بی بضاعت منطقه کم ارزشتر از دیگر رسالتهای این دو نهاد نیست و عشق و ارادت مردم این منطقه با رفع این مشکل قشر دردکشیده منطقه به این دو نهاد بیش از پیش خواهد شد...

دوئل منفعت سرمایه داران و سلامت مردم به نفع چه کسی تمام می شود؟

رئیس شورای شهر بادرود از پیگیری شورای شهر برای جلوگیری از احداث کارخانه سیمان در بادرود خبر داد.

عبدالله صابری ضمن اشاره به اثرات مخرب زیست محیطی کارخانه سیمان افزود: طی دیدارهای مکرری که به همراه برخی از اعضای شورا با مسئولین مختلف داشته ایم قرار برآن شد تا بخشهای مختلف نظر کارشناسی خود را به فرمانداری اعلام و در صورت زینبار بودن این کارخانه برای عامه مردم از ایجاد این کارخانه جلوگیری شود.

رئیس شورای شهر بادرود همچنین به اعتراض اعضای شورای شهر به ساخت این کارخانه در جلسه شورای اداری شهرستان اشاره کرد و اظهار داشت: امیدواریم با همکاری مسئولین این کارخانه به مکانی دیگر منتقل شود.

کویر: از اینکه بالاخره قدری دلسوزی و پیگیری را در جمع مسئولین دیدیم خرسندیم و امیدواریم این پیگیری ها تا حصول نتیجه تداوم داشته باشد، امیدواریم برنده این دوئل نابرابر مردم نجیب بادرود باشند...

هردم از این باغ بری می رسد...

توی خونه نشسته بودم و مشغول گپ و گفت با پدرم بود، توی این سالها از بس خبرهای بد و ناامیدکننده از اوضاع و احوال کشاورزان شنیده بودم تمایلی برای استماع اخبار جدید نداشتم! در لابلای اخباری که به زبان می آورد یک خبر امیدوار کننده توجهم را جلب کرد! بنده شاکر و قانع خدا وقتی بعد از سالهای سال آسفالت مسیر رفت و امدش به مزرعه بازسازی شده بود، آنچنان دعاگوی این و آن شده بود و از زمین و زمان تعریف می کرد که آدم فکر می کرد با بازسازی اسفالت این مسیر تنها مشکل این مرد حل شده است!!! بنده حقیر هم که اصولاً به ارائه هرگونه خدماتی به کشاورزان بدبین هستم و تا با هفت چشمم نبینم باور نمی کنم برآن شدم که برای اثبات خبر راهی مزرعه شوم، راهی شدن ما به سوی مزرعه همان و پشیمان شدن از تصمیمم و تصمیم بر ادامه حس بدبینی ام نسبت به خدمات همان...

به راستی مسیری که در روزهای عادی صدها و بلکه هزاران وسیله نقلیه از آن عبور می کنند و در روزهای پایانی هفته نیز پذیرای مسافرینی از شهرها و روستاهای اطراف به سمت آستان مقدس امامزاده اقاعلی عباس است باید این چنین مورد نامهری و بدسلیقگی واقع شود؟ مسئولیت جان کشاورزانی که اکثراً کهنسال و سالخورده هستند و شاید مهارت بالایی در رانندگی و کنترل وسایل نقلیه ندارند بر عهده کیست؟ ریختن قیر و سپس مخلوط کردن ماسه و سنگ ریزه بر روی آسفالت سرد تکنولوژی وارداتی از کدام بلاد و تجربه ای از کدام مدیریت است که حال شاهد اجرای آن در شهر بادرود هستیم؟

نمی دانیم جان شهروندان بادرودی ارزان شده یا خون هموطنانمان در بلاد دوست و همسایه رنگینتر است که روستاهای چند ده نفری آنجا با مدرن ترین آسفالت تعمیر می شوند و سهم شهروندان بادرودی تکنولوژی به جامانده از دوران رضاخان می باشد؟؟!!! البته ما امیدوار بودیم که این بدسلیقگی، خسارتی درپی نداشته باشد اما متاسفانه با خبر شدیم چند نفر از شهروندان بادرودی در این مسیر دستخوش حادثه شده اند و چه بسا اگر بخت با آنان یار نبود، سرانجامی بسیار سخت تر از این در انتظارشان بود، سرانجامی که شاید به این راحتی قابل گذشت نبود...

 

 

خبرها از دریچه دیگر!!!

کارخانه سیمان صدف

جنجالی ترین خبر سالهای اخیر در منطقه بادرود مربوط به احداث کارخانه سیمان در اطراف شهر بادرود بود که اگرچه در فضای مجازی و نشریه فاخته به صورت مفصل به ان پرداخته شد اما شکر خدا هیچ یک از مسئولین تنفس در هوای آلوده و تخریب محیط زیست را مسئله مهمی قلمداد نکردند و اتخاذ سکوت مطلق در برابر این خبر مهمترین اقدام این مسئولین دلسوز بود. البته شاید هم مشکل از ماست که ایمانمان قوی نیست و یادمان می رود که عمر دست خداست نه پراید و کارخانه سیمان!!!

دانشجوهای امروز، از یاد رفته های فردا

اعلام نتایج کنکور سراسری اگرچه برای برخی از بادرودیها مسرت بخش بود اما برای کسانی که آمار سال گذشته را با امسال مقایسه می کردند چندان امیدبخش نبود! بادرود، شهر پزشکان ایران دیگر با سه چهار نفر پزشک ارضاء نمی شود! استعداد و پشتکار جوانان کویر با این قبولیها تناسبی نداشت، البته کویربادرود با پافشاری بر موضع سال گذشته که موفقیت بادرودیها در کنکور اصولاً ارتباطی با مسئولین محترم اداره پرحاشیه ندارد اعلام می کند عدم موفقیت بادرودیها در کنکور به این اداره ارتباط مستقیم دارد... شاید امسال تجربه ای بود که در باد موفقیت های گذشته مان نخوابیم....

جاده بادرود-کاشان

تقریباً عادت کرده بودیم که با وقوع هر حادثه ای در جاده مرگ، شاهد قولی از طرف مسئولین محترم مبنی بر دوبانده کردن این جاده باشیم اما شکر خدا این عادت دیرینه از مسئولین محترم رخت بربسته و خوشبختانه مسئولین در حادثه اخیر هیچ قولی مبنی بر دوبانده کردن این مسیر از خود صادر نکردند و با بی تفاوتی محض از کنار مرگ چهار نفر عبور کردند! شکر خدا اگر متراژی به آسفالت این مسیر اضافه نمی شود به جای آن شاهد افتتاح کارخانه های رنگ و وارنگ و افزایش تردد در این مسیر پرحادثه هستیم...

 

دانشجوهای جدید بادرود

با اعلام نتایج نهایی آزمون سراسری سال 1391، نتایج دانش آموزان بادرودی به شرح ذیل می باشد. ضمن تبریک به همه پذیرفته شدگان اعلام می کنیم این اخبار بر اساس شنیده ها و گفته هاست و امکان خطا و اشتباه در برخی موارد وجود دارد.

در صورت اطلاع از نتایج دوستان و آشنایان در قسمت نظرات وارد کنید.

-علی اصغرفرهادی پور                                                                                 دندانپزشکی اصفهان

مطهره رجبی مقدم                                                                                          پزشکی اصفهان

علی قاسمی  (حسین)                                                                                    پزشکی خرم آباد

 محمدحسین جعفری (علیرضا )                                              پزشکی کاشان ( کنکوری از  اصفهان )

محمدمزره یی                                                                                              حسابداری اصفهان

امیرحسین چراغی                                                                                  حسابداری علوم اقتصاد

فاطمه حقانی فر                                                                                              پرستاری اصفهان

 بهنام ترابیان                                                                                              گفتار درمانی تهران  

محمدعطارکاشانی                                                                                         پرستاری اصفهان

محمد جعفرپور                                                                                          مکانیک دانشگاه اراک

فاطمه حدادی                                                                                      مهندسی صنایع  دامغان

فاطمه نجفی                                                                                          تکنیسین اتاق عمل یزد

سروش باغبانی( عباس)                                                                  علوم سلولی رازی کرمانشاه

عارف عبدلی:                                                                                                    عمران شهرکرد

ایمان عباسیان                                                                                           اب وهواشناسی یزد

اعظم خوبیان                                                                                                   پرستاری کاشان

مرضیه فیروزیان                                                                              مترجمی زبان فرانسه اصفهان

سمیرا رشتی                                                                                                پرستاری اصفهان


حسن موذنی                                                                                          مهندسی برق سمنان


محمدجعفرپور                                                                                          مهندسی مکانیک اراک


فاطمه صفدری                                                                                    مهندسی پزشکی اصفهان

سهیلا قصابی                                                                                           مهندسی برق شیراز 

مهشید نوریان                                                                             مهندسی محیط زیست اصفهان

فاطمه خیری                                                                                                    فیزیوتراپی اهواز

 
 زهرا قاسمی                                                                                                        کاردرمانی

معصومه علائیان                                                                                       زبان انگلیسی کاشان

پریسا چاکری                                                                                               حسابداری کاشان

الهه حیدری                                                                                                 فیزیو تراپی سمنان

مرضیه زمانیان                                                                       مدیریت بازرگانی حضرت معصومه قم

محمد شهبازیان (فخرالله)                                                           مدیریت مالی دانشگاه اصفهان

احسان طباطبایی نژاد                                                                                            تربیت معلم  

 نسیم فلاح زاده                                                                                                    تربیت معلم


سمیرا حسینیان                                                                                                     تربیت معلم


سعیدشاهدی                                                                                                         تربیت معلم

علیرضا علیزاده                                                                                                       تربیت معلم

طیبه ثمری                                                                                                             تربیت معلم


فروغ شکاری                                                                                                         تربیت معلم

حجت علافیان                                                                                                        تربیت معلم

علیرضا  عملی                                                                                                        تربیت معلم

حمیدرضااکبری                                                                                                      تربیت معلم

ابراهیم فتحی                                                                                                         تربیت معلم

مصطفی رستگار                                                                                                   تربیت معلم

امیرعباس یاسری                                                                                                   تربیت معلم

حسین ترابی                                                                                                         تربیت معلم

حسین موذنی                                                                                                      تربیت معلم

سعیدشاهدی                                                                                                        تربیت معلم

علیرضاقنبریان                                                                                                        تربیت معلم

معصومه پیروی                                                                                                       تربیت معلم

محمد جواد نائینی                                                                                                 تربیت معلم

فاطمه نقدی ( عباس )                                                                                            تربیت معلم

فاطمه  ساربان                                                                                                      تربیت معلم

دوستداران زمین


 دوستداران محيط زيست امروز براي پاك سازي قسمتي از جنگل  بلوار حرم در بادرود به خود شتاب دادند.انجمن حافظان محيط زيست بادرود با همكاري علاقمندان به طبيعت پاك ، زباله هاي جنگل بلوار حرم از فلكه شاهزاده محمد(ع) را جمع آوري نمودند.

عبدالعظيم شكاري مسوول انجمن حافظان محيط زيست بادرود گفت:در هفته پاك سازي جنگل هاي جهان قرار داريم كه ضمن گراميداشت اين هفته طرح پاك سازي قسمتي ازجنگل حاشيه  بلوار حرم را انجام داده ايم و در اين طرح اعضاي اين انجمن و تعدادي از ادارات و نهادهاي بخش ما را همراهي نموده اند.

شكاري با ابراز خرسندي از اجراي اين طرح ادامه داد:امروز شاهد حضور قشرهاي مختلف مردم در پاك سازي جنگل بوده ايم و اين نشان از توجه مردم به زيبا سازي و پاك سازي محيط هاي آلوده است.وي حضور زوج هاي جوان،معلولين با ويلچر ،امدادگران جمعيت هلال احمر،شوراي اسلامي شهر،نيروي انتظامي،راهنمايي و رانندگي،خبرنگاران ،كارمندان،مسوول اداره محيط زيست و بازنشستگان را در طرح پاك سازي جنگل هاي بادرود را از زيبايي هاي اين مراسم دانست و گفت:تعداد يكصد كيسه زباله از موادهاي پلاستيكي و غير قابل بازيافت كه متاسفانه توسط مسافران در اين جنگل رها شده بود جمع آوري و معدوم شد.

از ما که گذشت...

تذکره المشاغل...

آن زاده درد و رنج و غم، آنکه همیشه قانع است به کم، آن صورتش سوخته در آفتاب، آن که دل آدم به حالش می شود کباب، آن همیشه شاکر از خدای خویش، آنکه رنج می کشد از همه بیش، آن رها شده به حال خود در این دنیا، آن نان آور زحمتکش بی ادعا، آنکه دسترنجش عالمی را می کند خشنود، آنکه زیاد است کارش و کم است سود!، آنکه سر و کار دارد با بیل و داس، آنکه پایمال نمی کند حق الناس، آن روزی اش به دست آمده از راه حلال، آنکه خو گرفته با سختی و تعب و ملال، آنکه فریادش را فریادرسی نیست، آنکه یک عمر در قناعت و سادگی زیست، آنکه نه بیمه ای دارد و نه حقوقی، آنکه به فکرش نیست هیچ اداره بوقی!،آن دست پینه بسته دوران، کشاورز سختکوش مهربان زید ثروته و اقل زحمته!!!

آورده اند اهل زحمت و کار بود و زجرکشیده روزگار بود و با بلایای طبیعی در پیکار بود و پدیدآورنده محصولات بی شمار بود و یکی از محصولاتش انار بود و ثناگوی پروردگار بود و عالمی را آموزگار بود و با قضا و قدر سازگار بود و چرخ روزگار برایش ناگوار بود و در هنگام حادثه خارج از آمار بود و کجا برایش بیمه و غرامت برقرار بود و چون به رویدادی مبتلا می شد حالش زار زار بود و از دست گرگ و دزد و سرما بی قرار ...

آورده اند روزی روزگاری بلادی را برف و بوران درنوردید و هرآنچه میوه و بار در آن بود را یخ فرا گرفت و کشاورزان آن دیار از درآمد و سود محروم همی شدند، از بلدیه و نظمیه و مالیه هیچ یک قدمی برنداشت و کشاورزان در راه جبران مافات تنها و بی کس همی ماندند و جز وعده و وعید هیچ ندیدند، چون اداره بوقی برآن شد تا وامی به متضرران بدهد، این وام عاید آدم و عالم شد جز کشاورز متضرر که نه برایش ضامنی معتبر مهیا بود و نه کسی دلش برای وی همی سوخت ...

 

جولان گرگها در بادرود ادامه دارد...

در حالی که سران 120 کشور جهان از مصر و عربستان گرفته تا زیمباوه و گینه بیسائو یک هفته میهمان ایران اسلامی عزیزمان بودند و جلوه ای از اقتدار و امنیت این دیار آوازه جهانیان شد در گوشه ای از خاک این سرزمین، مردمانی هستند که سالیان سال در فضایی سرشار از استرس و ناامنی شب را به روز می رسانند.

کشاورزان و دامداران بادرودی بسان گمشدگانی هستند که فریادشان به فریادرسی نمی رسد و سایان سال است که هر کسی به طریقی دلشان را می شکند و دارایی و مالشان دستخوش حوادث و اتفاقات ناگواری قرار می گیرد، یک بار یخ زدگی به سراغ انارشان می آید و دیگر بار دزدان صحرایی که یک شبه دسترنج چند ساله شان را به یغما می برند، دیگر روز حیوانات وحشی روزیشان را از این بندگان مظلوم خدا جستجو می کنند و خلاصه انگار زمین و زمان زورش به این پینه دست بسته های رنج کشیده روزگار می رسد و دریغ از ذره ای توجه از مسئولین، از دلجویی و سرکشی گرفته تا بیمه و پرداخت غرامت و خسارت!!!

همین چند روز پیش گرگی در جلوی چشمان پیرمرد 70 ساله ای در روز روشن به گوسفندانش حمله می کند و در چشم برهم زدنی دو راس از آنها را کشته و چهار گوسفند دیگر را زخمی می کند، بعبارتی آنچه که پیرمرد قرار بود طی 20 مرحله پرداخت یارانه نصیبش شود، در آنی از دست داد و پیرمردی ماند که صدایش به کسی نمی رسد و همیشه ایام شاکر است و راضی از گردش روزگار...

من یک کشاورز زاده هستم، در آن ایام که بعد از هر امتحانی فرزند فلان کارمند بانک و فلان مدیر و فلان فلان، سکه می گرفت و تشویق می شد در کنار پدرم گرما که نه داغی تابستان را می چشیدم و چند سالی زجری که کشاورزان شهرم کشیده اند را با تمام وجودم لمس کرده ام و امروز به مسئولین شهرم که اتفاقا از همان صورت سوختگانی هستند که در کنار همین بندگان خدا لذت یک چایی آتش را حس کرده اند یادآوری می کنم که یادتان نرود که بودید و قرار بود چه بکنید ... یادتان نرود، فقط همین...

 

 

داستان کوتاه

نزدیک غروب بود و هنوز بساط شام را آماده نکرد، از وقتی مرد خانه برای آخرین بار از بچه ها خداحافظی کرده بود و برای یافتن لقمه نانی به بیرون رفته بود زحمت بزرگ کردن بچه ها بر دوش او افتاده بود، گرانی گوشت و لبنیات هم باعث شده بود که مردم حتی دیگر ته غذایشان را هم باقی نگذارند که فقیر و گرسنه ای از آن استفاده کند. جشمش که به شکم تو رفته بچه هایش افتاد به آسمان نگاهی کرد و به راه افتاد. همینطور که از بچه ها دور میشد سرش را به عقب برگرداند، بچه ها با چرخش سر مادر لبخندی زدند و به امید بازگشت ظفرمندانه مادر مشغول بازی شدند.

مادر خانه ها و کوچه ها و خیابانها را یکی پس از دیگری رد کرد و تقریباً به حاشیه شهر رسید، او می بایست از میان خیابانی بزرگ عبور می کرد و خود را به آن سوی خیابان می رساند، خیابان پر بود از موتور و ماشینهایی که با سرعت از آن عبور می کردند، صدای دلخراش بعضی از موتورها لرزه بر اندام مادر افکنده بود و منتظر بود تا قدری خیابان خلوت تر شود، حالا دیگر شب شده بود و مادر با خیال آسوده تری می توانست از خیابان عبور کند، او ناگهان به یاد پدر بچه هایش افتاد که در همین حوالی تلف شده بودند، اشک در چشمان جمع شده بود و نور ماشینهایی که از خیابان عبور می کردند چشمان درخشان مادر را زیباتر کرده بود. دلش می خواست بنشیند و زار زار گریه کند که یاد بچه هایش افتاد و تصمیم گرفت هرچه زودتر خودش را به جایی برساند که لااقل غذایی برایشان دست و پا کند. پایش را که توی خیابان گذاشت جوانی لاابالی از دور با صدای بوق دلخراشش او را به عقب برگرداند، جوان دهانش راباز کرد و حرفهایی هم زد که در شلوغی و همهمه خیابان برای مادر نامفهوم بود. این بار با دلهره بیشتری وارد خیابان شد و سعی کرد به سرعت از خیابان عبور کند، مادر چون می دانست ماشینها توجهی به او نمی کنند سعی کرد با سرعت هرچه تمامتر خود را از مهلکه نجات دهد، اما در یک قدمی جدول ناگهان ماشینی با سرعت زیاد به او نزدیک و نزدیکتر شد، مادر قدمهایش را تند و تندتر کرد، در کمتر از یک ثانیه افکار گوناگونی مثل برق از مقابل چشمانش عبور کرد، گرسنگی بچه ها، آینده فرزندانش و اینکه در این دنیای بزرگ آنها چگونه با مشکلات دنیای آدمها دست و پنجه نرم کنند، ذهنش را آزار می داد، برای یک لحظه دنیا جلوی چشمان مادر سیاه شد...

حالا یک روز از تصادف مادر گذشته است، اما جنازه غرق در خون او همچنان در یک قدمی جدول افتاده ، بچه گربه های دوست داشتنی دیگر حالا فمیده اند که همانطور که پدر رفت و دیگر نیامد، مادر هم برگشتنی نیست...


ارادتمند: کویر

جاده مرگ از نگاه سیخونک...

تشنگان خدمت یا شیفتگان قدرت؟؟؟

چند سال پیش وقتی یک از برنامه های تلویزیونی سیما چند روزی میهمان ما بادرودیها بود، تعدادی از مسئولین وقت منطقه در این برنامه حاضر شدند. ماهیت این برنامه به گونه ای بود که مسئولین هر شهری بیشتر به انعکاس مشکلات و کاستیهای منطقه خود می پرداختند اما روند تعریف و تمجیدهایی که مسئولین منطقه در مقابل دوربین این برنامه انجام دادند به گونه ای بود که تعجب مجری معروف برنامه را هم برانگیخت تا جایی که در بخشی از برنامه به این نکته اشاره کرد که ظاهراً این شهر هیچ مشکلی ندارد و هیچ کمبود و نقصی در این شهر احساس نمی شود!!!

آری، چشم پوشی از واقعیتها و تلاش برای حفظ جایگاه و مقام به جای خدمت به مردم و رفع مشکلات از جمله مشکلاتیست که مسئولین بخش و شهرستان با آن مواجه هستند، مسئولینی که بنا دارند به هر نحو ممکن بر طول دوران ریاست خود بیفزایند و فارغ از اینکه خدمتی انجام می دهند یا نه، جایگاه خود را حفظ کنند.

با وجود چنین روحیه ای در بین مسئولین منطقه، نباید امیدوار باشیم که وقتی یک مسئول استانی یا ملی در منطقه حاضر شود  گزارشی واقعی از وضعیت موجود منطقه ارائه شود، چرا که مسئولین محلی فکر می کنند که ارائه گزارش از مشکلات و معظلات منطقه دال بر ضعف و بی مدیریتی این عزیزان محسوب می شود در حالی که وجود ضعف و مشکل در هر سیستم و منطقه ای طبیعیست و این وظیفه مسئولین و مدیران است که با شناسایی واقع بینانه نقاط ضعف و انعکاس آن در جلسات مختلف در صدد رفع آن برآیند.

مادامی که مسئولین ما در جلسات مختلف به تعریف و تمجید از یکدیگر بپردازند و به گونه ای وانمود کنند که به مدد خدمات حضورشان، مردم شهر از ارائه هرگونه خدمتی بی نیاز هستند نباید انتظار داشت مسئولین بالادستی درک صحیحی از مشکلات منطقه داشته باشند و بودجه یا اعتبار مناسبی را برای حل مشکلات در نظر بگیرند.

مسئولین محترم باید این نکته را مدنظر داشته باشند که در بعضی مواقع ضمن اعتقاد و پایبندی به اصول قابل احترام انقلاب و نظام، می توان برخی از کاستیها و نواقص منطقه را در قالب اعتراضهای آتشین مطرح کرد، به راستی به جز نامه نگاریهای تکراری چه اقدام قابل توجهی مسئولین محترم منطقه در طول بیست سال اخیر برای دوبانده کردن جاده بادرود- کاشان انجام داده اند؟ کدام مسئول استانی و ملی به دلیل قصور و کوتاهی در رسیدگی به مشکلات منطقه در جلساتی که در منطقه تشکیل شده به چالش کشیده شده است؟ چند بار مسئولین محترم یا اعضای شورای شهر با حالت تهاجمی و اعتراضی با مسئولین بالادستی برخورد کرده اند، هرچند این ایستادگی به قیمت  برکناری یا تنزل مقام آنها منجر شود؟ بله قربان گویی و محافظه کاری در مسیر حل مشکلات نمی تواند راهکار نتیجه بخشی باشد و در پاره ای از موارد می طلبد که مسئولین محترم از دیپلماسی های جایگزین و غیرمسالمت آمیز( و البته محترمانه) برای رسیدن به اهداف استفاده کنند.

به نظر می رسد دیپلماسی تساهل و خواهش و تمنا برای دوبانده کردن جاده بادرود – کاشان نتیجه بخش نبوده و راه حل دیگری باید برای اتخاذ تصمیم مقتضی از سوی مسئولین استانی و ملی برای رفع این مشکل اندیشیده شود. ...

 

پیش بینی ویکی لیکس از تیتر وبلاگهای محلی شهر بادرود در سال 1420

-مسئول اداره بوق: ما یک درصد از بودجه هسته ای سایت نطنز رو به این منطقه اختصاص داده ایم و در آینده ای نزدیک هتلی را با پشتوانه این بودجه در جوار مرقد مطهر امامزاده آقاعلی عباس افتتاح خواهیم کرد.

رئیس اداره اون یکی بوق: تالار فرهنگ و هنر بادرود در مراحل پایانی آماده سازی خود به سر می برد و در دهه فجر امسال شاهد افتتاح این تالار خواهیم بود.

نماینده وقت بعد از دیدار با وزیر محترم راه از دوبانده کردن جاده بادرود- کاشان در ماههای آینده خبر داد. شایان ذکر است این جاده سالانه دهها انسان بی گناه را قربانی می کند.

-رئیس بوق:چارت سازمانی بیمارستان فاطمیه بادرود به همت جمعی از مسئولین محلی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان تصویب شد.

-با پیگیری های دلسوزانه مسئولین منطقه و مشارکت بخش خصوصی اولین واحد صنعتی در شهرک صنعتی بادرود در آینده ای نزدیک تاسیس خواهد شد.

-دبیر ستاد بوق: ما به شدت پیگیر هستیم تا کارخانه سیمان صدف نطنز که از عوامل اصلی آلودگی های زیست محیطی اخیر بوده را تعطیل کنیم.

-به دلیل تکمیل ظرفیت گورستان قدیم، گورستان جدید بادرود در مسیر امامزده اقاعلی عباس پذیرای مرحومین محترم می باشد.

-کار تعمیر سالن ورزشی تختی بادرود در آینده ای نزدیک به پایان می رسد، کار تعمیر سقف این سالن از اواسط دهه 90 در دستور کار مسئولین محترم قرار گرفته بود.

وبلاگ بوق:جلد هشتم کتاب مجموعه داستانهای بادآباد و شرکت فرهنگیان در دست چاپ است.

-هزار و هفتصد و چهل و نهمین رئیس اداره آموزش و پرورش بادرود در هفته آینده معرفی می شود. گفتنیست در جلسه امروز هئیت دولت تصویب شد با توجه به حجم فزاینده گزارشهای تخریبی از بادرود به سمت اداره کل آموزش و پرورش استان، معاونت پاسخگویی به گزارشات فرهنگیان بادرود در وزارت آموزش و پرورش ایجاد شود.

ایا خدمت به بادرود، صرفاً خدمت به یک شهر است؟

مقام معظم رهبری درباره دو شهر بزرگ زیارتی ایران یعنی مشهد و قم بیانات درخور توجه ای دارند که با نگاه عمیق به این بیانات ضرورت توجه به شهرهای زیارتی و حل مشکلات زایرین از دیدگاه ایشان بر ما مکشوف می شود.

«خدمت به قم فقط خدمت به یک شهر نیست بلکه خدمت به ابروی کشور و جمهوری اسلامی است »و« خدمت به شهر مشهد خدمت به مردم ایران است» تنها دو نمونه از بیانات رهبری در باب اهمیت رفع مشکلات شهرهای زیارتی ایران است که مسئولین این دو شهر با پیروی از منویات معظم له در این راستا اقدامات بسیار مثبتی را انجام داده اند و امروز شاهد رشد و شکوفایی این دو شهر در ایران اسلامی هستیم.

به طور حتم علت اهمیت خدمت به این دو شهر از دیدگاه مقام معظم رهبری زیارتی بودن و وجود زایرین فراوان در این دو شهر بوده و بعبارتی می توان چنین نتیجه گرفت که حل مشکلات شهرهای زیارتی از دیدگاه ایشان یک اقدام مهم و اساسی است که باید سرلوحه مدیران و مسئولین کشور قرار گیرد.

با نگاهی به آنچه در دو دهه اخیر در آستان مقدس امامزاده آقاعلی عباس و شاهزاده محمد می گذرد چنین به نظر می رسد که یا خیل میلیونی زایرین این بارگاه عظیم به چشم مسئولین ما نمی آید و یا اینکه دغدغه ها و رهنمودهای مقام معظم رهبری دغدغه مسئولین ما نیست و متاسفانه زایرینی که برای زیارت شهر زیارتی بادرود عازم این دیار می شوند سالیان سال است که با مشکلات عدیده روبرو هستند.

به طور حتم اگر جان زایرین این حرم برای مسئولین شهرستان، استان و کشور مهم بود تا به حال برای دوبانده کردن جاده بادرود کاشان که یکی از مسیرهای پرتردد زایرین برای مسافرت به امامزاده اقاعلی عباس می باشد، اقدامات متعددی انجام شده بود و یا پروژه پل الغدیر بادرود که این روزها بیش از هر زمان باعث سردرگمی زایرین این بارگاه می شود بارها و بارها به سرانجام رسیده بود و یا اقدامات زیرساختی و زیربنایی برای رفع مشکل اقامتی زایرین در این آستان مقدس صورت گرفته بود، اما متاسفانه باید بگوئیم که علی رغم زیارتی بودن شهر بادرود مسئولین شهرستان، استان و کشور هیچ نگاه ویژه ای به این منطقه ندارند و وقتی شهری با وجود خیل عظیم زائرینش هیچ اعتبار اضافه و ویژه ای ندارد می توان گفت که دقیقاً بر خلاف منویات و خواسته های مقام معظم رهبری در مورد شهر بادرود و آستان مقدس امامزاده آقاعلی عباس تصمیم گیری می شود.

البته سپردن اختیارات آستان مقدس در این روزها  به یکی از نیروهای بومی و کاردان منطقه را به فال نیک می گیریم و امیدواریم با حضور ایشان که از سرمایه های ارزشمند شهر بوده و مطمئناً با همکاری نیروهای بومی منطقه توان مدیریت این مکان را دارند اقدامات مثبت و اساسی برای رفع مشکلات موجود انجام گیرد و بیش از این به شأن و منزلت عاشقان به ساحت مقدس اهل بیت در این آستان مقدس خدشه وارد نشود.

 

خیرین به یاری بادرود می شتابند...

با برگزاری مراسم آغاز دو پروژه دروازه شهر و تالار شهر بادرود توسط خیرین ارجمند رحمت صفائیان و فضل الله صفائیان، مشارکت خیرین بادرودی در روند پیشرفت و توسعه شهر بادرود شتاب بیشتری گرفت.

در این مراسم که به همت شهرداری و شورای اسلامی شهر بادرود و با حضور جمعی از مسئولین و شهروندان بادرودی در محل شهرداری برگزار شد، نحوه مشارکت و فعالیت خیرین در این دو پروژه تشریح شد.

به نظر می رسد با وجود خیرین دلسوز و وطن دوستی چون خاندان محترم صفائیان و خاندان محترم محققی در کنار دیگر خیرین بادرودی می توان بر بسیاری از مشکلات شهر فائق آمد.

ضمن تقدیر از حسن نیت و اهتمام جناب آقای پرفسور رحمت صفائیان و فضل اله صفائیان در ساخت این دو پروژه، ذکر چند نکته ضروریست:

1- گذشتن از دارایی و مال و ثروت در هر موقعیت و سن و مکان کار آسانی نیست و بی شک کسانی که از عهده این کار سخت برمی آیند آمران به معروفی هستند که شایسته تقدیر و تجلیلند و هرآنچه برای تقدیر از این بزرگواران انجام گیرد ستودنی و بجاست و البته کمترین کاری که برای این امر خیر می توان انجام داد نامگذاری بناها به نام این عزیزان و برگزاری مراسم تقدیر و تجلیل است.

2- طبق گفته های سخنرانان محترم و بانیان امر ساخت دروازه شهر با اعتباری بالغ بر یک و نیم میلیارد تومان انجام می گیرد که این دروازه در چند طبقه بوده و دارای امکانات مختلفی از جمله رستوران، رصدخانه، فروشگاه و ... می باشد و طبق فرمایشات پرفسور صفائیان می تواند عامل مهمی در جذب گردشگر و تقویت اوضاع اقتصادی مدیریت شهری بادرود قلمداد شود. ضمن سپاس از این خیر مهرورز امیدواریم این پروژه در اسرع وقت و با کمترین تاخیر به مرحله افتتاح رسیده تا نام خاندان محترم صفائیان بیش از پیش برای همیشه تاریخ در آسمان این دیار درخشان و منور باشد.

3- ورود جناب آقای فضل اله صفائیان به دایره خیرین مهرورز بادرودی نیز موجب خرسندی شهروندان بادرودی و پربار شدن درخت توسعه و پیشرفت بادرود است. اگرچه برخی ناملایمات اسباب رنجش این عزیزان را فراهم ساخته اما این بزرگواران مطمئن باشند که مردم قدردان و آگاه بادرود همیشه ایام شاکر لطف و محبت خیرین مهرگستر بوده و خواهند بود و منفعت طلبی و ناسپاسی عده ای معدود را به پای مردم نجیب و شکیب بادرودی ننویسند.

4- از نظر نگارنده برگزاری آئین های تجلیل و تقدیر از خیرین و معرفی این مهرورزان به جامعه مصداق عینی امر به معروف بوده و هست و چه معروفی بالاتر و والاتر از حل مشکلات و رفع نواقص و مایحتاج مردم که بی سبب خشنودی خداوند متعال و خلق خدا در آن خواهد بود.

5- پیشنهاد می شود بمنظور بهره وری بیشتر از حضور خیرین مهرورز، کمیته ای متشکل از امام جمعه معزز، نماینده محترم، بخشدار، شهردار، اعضای شورای شهر و جمعی از مسئولین محلی مسئولیت جذب، ساماندهی و پیگیری برنامه های مربوط به خیرین را تحت پوشش قرار دهد تا از آلوده شدن این اقدام نیک به مسائل سیاسی و جناحی جلوگیری شود.

در حاشیه:

- توجه فرماندار محترم به وجود وبلاگهای متعدد محلی و تاکید بر نقش این وبلاگها در هموارسازی مسیر توسعه و پیشرفت منطقه از نکات جالب سخنرانی فرماندار بود.

- شهردار بادرود از اصحاب رسانه و خبرنگاران حاضر خواست از پرداختن به حاشیه های مراسم پرهیز کنند! ضمن احترام به شهردار محترم هرچند بنده هیچ وقت خودم را خبرنگار نمی دانم اما به دلیل اطلاع از سختیها و مشکلات خبرنگاران منطقه، امیدوارم تعامل بین مسئولین و خبرنگاران و اصحاب رسانه تعاملی دوسویه و متقابل باشد و برخی سوء تفاهمات موجود برطرف شوند.

- مثل همیشه شاهد حضور کم رنگ قشر تحصیلکرده و فرهیخته بادرود در مراسم  بودیم و بیشتر حاضرین را سیاسیون و قشر سنتی بادرود تشکیل داده بودند. آسیب شناسی این موضوع و ارائه راهکارهایی برای برون رفت از این مشکل امری ضروریست.

- اجرای موسیقی سنتی توسط هنرمندان بادرودی از نکات جالب مراسم بود که امیدواریم این گروه هنری مورد حمایت مسئولین محترم یا خیرین ارجمند قرار گیرند تا شاهد موفقیت و هنرنمایی بیشتری از سوی این جوانان مستعد در سطح کشور باشیم.

- امام جمعه معزز بادرود، نماینده محترم و بخشدار از جمله غایبین بزرگ این مراسم بودند. البته غیبت این عزیزان موجه بوده است.

بازهم جشنواره انار...

موضوع برگزاری جشنواره انار توسط نیروهای بومی یا تفویض اختیار به شرکتهای مختلف غیربومی برای برگزاری غرفه ها و اجرای برنامه ها از جمله موضوعاتی است که همیشه در بحبوحه برگزاری این جشنواره مطرح می شود و موافقان و مخالفانی دارد.

برخی معتقدند شهر بادرود پتانسیل و ظرفیت برگزاری جشنواره انار توسط نیروهای بومی را دارد. امکانات سخت افزاری از قبیل نور، صدا، تصویر، تزئین دکور، غرفه ها،برگزاری نمایش و برنامه های مختلف، دعوت از هنرمندان و خوانندگان مطرح و هرآنچه که در جشنواره انار بادرود مورد نیاز است از نگاه این دوستان در مجموعه شهر بادرود دست یافتنیست و واگذاری این جشن به شرکتهای مختلف غیربومی با مخالفتهایی از سوی این عده همراه است.

اما از سویی برخی بر این عقیده اند سابقه جشنهای برگزارشده در شهر بادرود چنان می نمایاند که اگرچه در بخشی از امکانات سخت افزاری از قبیل نور و صوت و تصویر ظرفیتهایی مناسبی در شهر موجود است، اما سطح جشنواره انار بسیار فراتر از امکانات و توانمندیهای منطقه بوده و واگذاری کامل جشن به نیروهای بومی نمی تواند راهگشا باشد.

اعتقاد نگارنده بر این است که هرکدام از دیدگاههای فوق به صورت مطلق دارای معایب متعددی بوده و نمی تواند رضایت مخاطبان را از این جشن برانگیزد اما به نظر می رسد استفاده از برخی تجربیات و توانمندیهای شرکتهای غیربومی در کنار تجارب گرانبها و دلسوزی خالصانه برخی نیروهای بومی می تواند نتایج بهتری را از این جشن درپی داشته باشد. به طور مثال در بحث تشکیل غرفه های نمایشگاه می توان ضمن برگزاری این نممایشگاه طبق روال سالهای قبل در قرارداد منعقد شود که بخشی از غرفه های ابتدایی نمایشگاه که بیشتر در معرض دید هستند در اختیاز نیروهای بومی قرار بگیرد و غرفه های مختلفی با موضوع انار و یا ارائه ظرفیتها و پتانسیلهای فرهنگی، هنری، گردشگری شهر بادرود با همکاری و کمک علاقمندان محلی ایجاد شود.

همچنین به نظر می رسد در بخش دعوت از چهره های سرشناس هنری (بازیگر یا خواننده) بادرودیهایی باشند که به دلیل آشنایی و ارتباط دوستانه یا کانالهای مختلف با این هنرمندان با هزینه ای به مراتب پایینتر مقدمات حضور این عزیزان را در جشن فراهم کنند، ضمن اینکه در بحث پوشش خبری و تبلیغاتی این جشنواره در شبکه های مختلف صداو سیما نیز می توان از تجارب سال قبل استفاده کرد.

به هرحال استفاده از نیروهای بومی و محلی در کنار واگذاری بخشی از امور به شرکتهای غیربومی می تواند نتایج بهتری را درپی داشته باشد تا خدای ناکرده شاهد حوادث و رویدادهای ناگواری که در سالهای گذشته به چشم آمد، نباشیم.

ثبت نام سرود...

سلام کویر

درصورت امکان اطلاعرسانی کنید:

موسسه پرهام فیلم برای تکمیل کادر گروه سرود جهت اجرای برنامه در جشنواره انار و سایر برنامه ها در شهرهای مختلف کشور نیاز به تعدادی از کودکان و خردسالان بادرودی (ترجیحاً اول تا سوم ابتدایی- دختر و پسر) دارد، متقاضیان می توانند در صورت تمایل جهت  ثبت نام و دریافت متن سرود به عکاسی گیشا واقع در سه راه مرکز شهر(ذاکریان) مراجعه کنند.


نبرد صدف سیاه و انار سرخ از نگاه سیخونک...

موج مخالفت با تاسیس کارخانه سیمان در بادرود آغاز شد...

رئیس شورای شهر بادرود از مخالفت جدی شورا با ساخت کارخانه سیمان در اطراف بادرود خبر داد.

حاج عبدالله صابری ضمن انتقاد از تاسیس کارخانه سیمان در مجاورت شهر بادرود و اثرات ریست محیطی آن خواستار ممانعت مسئولین از این امر شد.

رئیس شورای اسلامی شهر بادرود اظهار داشت: تا کنون مکاتباتی مبنی بر مخالفت با راه اندازی کارخانه سیمان در بادرود با نهادهای ذیربط صورت گرفته و مسئولین شهرستان هم مخالفت خود را با این تصمیم ابراز داشته اند و امیدواریم در آینده نزدیک شاهد لغو تاسیس این کارخانه و یا انتقال آن از شهر بادرود باشیم.

ضمن تقدیر از نکته سنجی و پیگیری مسئولین محترم بویژه اعضای شورای شهر بادرود، امیدواریم به زودی شاهد انتقال و جابجایی کارخانه سیمان از شهر بادرود به مکانی مناسب و بی خطر باشیم.

قاتل جان یا قاتق نان؟؟!!

سالیان سال است که شهروندان بادرودی چشم به راه افتتاح یک کارخانه در این دیار هستند و علی رغم ظرفیت ها و پتانسیلهای مختلفی که در منطقه وجود دارد، این مهم هنوز در این منطقه صورت نگرفته و کماکان جوانان بادرودی برای یافتن شغل مناسب راهی شهرهای اطراف می شوند !

اما در روزهای اخیر خبر تاسیس کارخانه ای می توانست پیام آور شادی برای کارجویان شهرمان باشد که با دقت در چند و چون این کارخانه شادمانی ما دیری نپایید و این بار باید کلی خواهش و التماس کنیم که ما کارخانه نمی خواهیم!!!

آری، در حالی که ما کارخانه ای می خواستیم که قاتق نانمان باشد، خبر رسیده که کارخانه ای در نزدیکی شهر بادرود در حال تأسیس است که قرار است قاتل جان شهروندان بادرودی شود.

البته وقتی می دیدیم تمام کارخانجات شهر نطنز در دورترین نقطه نسبت به بادرود تاسیس می شوند برایمان عجیب بود که چطور این دوستان مهربان حاضر شده اند این بار کارخانه ای را در نزدیکی شهر بادرود تأسیس کنند، اما وقتی صرفاً برای چند دقیقه کوتاه در دنیای اینترنت به گشت و گذار درباره مزایا و محاسن کارخانه سیمان پرداختیم متوجه اثرات مخرب زیست محیطی این کارخانه محترم شدیم و بر ما روشن شد که در تمامی شهرهای ایران با احداث کارخانه سیمان مخالفت می شود و در چند شهری هم که این کارخانه به دلیل ناآگاهی شهروندان احداث شده هست، با مخالفتهای مردمی و مسئولین آن شهرها روبرو شده است  که تنها چند مورد از این واکنشها و اخبار را برای آگاهی مسئولین عزیز و شهروندان محترم در انتهای این مطلب درج می کنیم:

(پایگاه خبری تحلیلی شیرازه):

به گفته یکی از اعضای محترم شورای شهر شیراز، كارخانه سیمان شیراز یك غده سرطانی برای این شهر است و باید هرچه سریع تر از این شهر خارج شود. این كارخانه علاوه برآلودگی های زیست محیطی و تهدید سلامت مردم، زیبایی و منظر شهری را نیز به هم زده و چهره شهر شیراز را مخدوش كرده است. ضرر و زیان این كارخانه برای شهر و شهروندان به مراتب بیشتر از نفع آن است. 

وبلاگ اخبار نکا- احوال نکا:

 کارخانه سیمان نکا چه نفعی برای مردم نکا دارد؟

مردم ساکن روستاهای آبلو و زرندین سفلی خوب میدانند کارخانه سیمان یعنی چی؟!!! چون ریه هایشان پر شده از سیمان این کارخانه .

و مردم نکا هم فقط لرزش ساختمانهایشان در هنگام عبور بونکرهای سیمان از خیابانهای شهر را احساس میکنند .

و صد البته مصالح فروشی های نکا هم پُر است از سیمان فیروزکوه و اردبیل و شاهرود و بجنورد و ...!!!

 

خبرگزاری مهر:

سلامت مردم خرم آباد قربانی عدم جابجایی کارخانه سیمان!

خرم آباد - خبرگزاری مهر: ساکنان 11 روستای حاشیه کارخانه سیمان خرم آباد با حضور در مقابل استانداری لرستان اعتراض خود را نسبت به عدم جابجایی این کارخانه اعلام کردند.

به گزارش خبرنگار مهر در خرم آباد، حدود یکصد نفر از ساکنان روستاهای اطراف کارخانه سیمان با در دست داشتن پلاکاردهایی که روی آن نوشته شده بود "کارخانه سیمان باید جابجا شود" اعتراض خود را به گوش مسئولان ارشد استان رساندند.

برخی از روستائیان معترض در گفتگو با خبرنگار مهر در خرم آباد ضمن ابراز نگرانی از ادامه فعالیت کارخانه سیمان در منطقه خواستار جابجایی این کارخانه شدند.

آنها با اشاره به هشدار کارشناسان محیط زیست در این رابطه، عنوان کردند: آلودگی کارخانه سیمان موجب ایجاد مخاطرات جدی برای سلامت روستائیان این منطقه خواهد شد.

خبرگزاری قطره:

مدیر شبكه بهداشت شهرستان آبیك با اشاره به اینكه آلایندگی كارخانه سیمان این شهرستان می‌تواند باعث بروز بیماری‌های دیگری همچون بیماری‌های چشمی، پوستی و مخاطی شود، افزود: مهمترین مسئله‌ای كه شركت سیمان آبیك دارد، بحث شفاف نبودن آن در پایش‌هاست؛ در واقع طی بررسی‌های محیط زیست، میزان خروجی این كارخانه در حد استاندارد نیست.

خبرگزاری مهر:

350 تن غبار سیمان سهم روزانه ریه های شهروندان دورودی!

خرم آباد - خبرگزاری مهر: مدیر کل محیط زیست استان لرستان با اشاره به آلایندگی 50 ساله کارخانه سیمان دورود، گفت: به طور متوسط روزانه 350 تن غبار سیمان به خورد مردم دورود داده می شود.

خبرگزاری مهر:

فاز 3 کارخانه سیمان دورود بدلیل آلودگی بالا تعطیل شد

خرم آباد - خبرگزاری مهر: مدیرکل حفاظت محیط زیست استان لرستان از تعطیلی فاز سوم کارخانه سیمان دورود بدلیل آلودگی بالا خبر داد.

قشم آنلاین:

پسکا۱۳۹۰/۰۷/۱۹  11:58

نمیدونم چرا کسی در را بطه با تهدید کارخانه سیمان قشم نسبت به محیط زیست زیبا و بکر قشم صحبت نمیکنه

خروجی الکتروفیلتر این مجموعه سرشار از مواد مضری هستش که اگر این مواد به هرجایی از نقطه زمین برسه دیگه اونجا هیچ گیاهی رشد نمیکنه حال موادی که از داس بین الکترو فیلتر آلکالی بای پاس خارج میشه بایستی با کامیونهای مخصوص و سربسته (بنکر)حمل بشه و در زیر زمین دفن بشه اما این مواد سرطان زا در هوا آزادند وبا ماشینهای کمپرسی معمولی حمل میشه و در روی زمین دپو وانبار میشه .

سایت انجمنهای تخصصی محیط زیست:

عریض و چهاربانده کردن جاده در داخل پارک ملی گلستان کم بود که راه اندازی کارخانه سیمان در ۲۰ کیلومتری پارک هم به آن اضافه شد. کارشناسان معتقدند آلایندگی این کارخانه موجب نابودی حیات وحش و پوشش گیاهی مهمترین کانون تنوع زیستی ایران در دراز مدت می شود.

با نیم نگاهی به تجربه کارخانه سیمان در دیگر نقاط کشور مانند درود، نکا، آبیک و سیمان تهران می توان تاثیر این کارخانجات را تا شعاع ۲۰ تا ۳۰ کیلومتری بر جنگل و مرتع دید و متوجه شد که چه اتفاقی قرار است در آینده نزدیک در این منطقه بیافتد.

یک بادرودی نماینده سازمانهای مردم نهاد شهرستان شد

 انتخابات نماینده سازمانها ی مردم نهاد    (  NGO) ) با حضور مسوولان شهرستان اعم از فرماندار( رئیس هیئت نظارت )  و سایر اعضای هئیت نظارت و با حضور کلیه مسوولان سازمانهای مردم نهاد در محل فرمانداری شهرستان نطنز برگزار شد

در این انتخابات آقای عبدالعظیم شکاری مسوول انجمن حافظان محیط زیست بادرود با کسب حداکثر آرای  اعضای شرکت کننده انتخاب گردید

عبدالعظیم شکاری بعد از برگزاری انتخابات گفت جا دارد از زحمات مهدی سلیمانی فرماندار و سایر اعضای هئیت نظارت بر انتخابات صمیمانه تقدیر و تشکر نمایم .

 وی اظهار امید واری نمود  در راستای تقویت و توسعه سازمانهای مردم نهاد  و مشارکت جدی آنها در اجرای امور محوله نقش مفید وارزنده ای را ایفا نماید

خاطر نشان می شود  انجمن حافظان محیط زیست بادرود با تعداد بیش از 200 عضو فعال  یکی از سه انجمن  برتر ایران در سال 1390 شناخته شد

خبر خوب برای دانشجوها...

درپی درخواست مکرر شهروندان بادرودی برای راه اندازی سرویس رفت و برگشت اتوبوس به سمت تهران و بالعکس، با همکاری شهرداری بادرود، صبح امروز چهارشنبه اول شهریور ماه اولین دستگاه اتوبوس با سی و سه مسافر ساعت پنج و سی دقیقه صبح از بادرود به سمت تهران حرکت کرد.

شایان ذکر است ساعات حرکت این سرویس ها از بادرود به سمت تهران ساعت 5:30 و 17 و ساعت برگشت از تهران به سمت بادرود نیز ساعت 13 هر روز از ترمینال جنوب می باشد.

انتظار می رود با بازگشایی دانشگاه ها و پایان تعطیلات تابستانی و استقبال شهروندان و بویژه دانشجویان بادرودی حضور این اتوبوسها بیش از پیش تثبیت شود.